
هنوز دو سه روزي تا بيستوسوم فروردينماه، روز دندانپزشك، نمانده بود كه روزنامههاي سراسري كشور، با دو خبر تكاندهنده به استقبال اين روز و تكريم جايگاه دندانپزشك در جامعه رفتند. در هر دوي اين خبرها كه در صفحه حوادث و با تيتر تقريباً درشت چاپ شده بودند، دندانپزشكان نقش اول داستان را داشتند؛ اگرچه در اولي دو دندانپزشك عامل جنايتي مخوف معرفی شده بودند و در دومي، سه تن از آنها قربانی يك سرقت مسلحانه و زنجيرهاي.
فيلم سياه دوباره زنده ميشود
خبر اول حكايت از رسيدگي به پروندهاي داشت كه در آن دو دندانپزشك «بد»، با در دام انداختن يك دختر «معصوم»، به مدت دو سال، اقدام به اذیت و آزار جنسي و اخاذي از او كرده بودند.
اين خبر كه در روزنامه همشهري حجم نسبتاً زيادي از صفحه حوادث را به خود اختصاص داده بود، با تيتر «تصوير 8 دختر در پرونده فيلم سياه»، حكايت از ماجراي دو دندانپزشك ميكرد كه متهم به تعرض و اخاذي از يك دختر 27 ساله هستند. اين دندانپزشكان كه در زمستان سال گذشته نيز خبر دستگيري آنها خوراك مناسبي براي صفحه حوادث روزنامه همشهري فراهم كرده بود (هرچند در همان نوبت هم اصل این ماجرای جنجالی قویاً زیر سؤال بود)، اينبار با اتهام تازهاي مواجه شده بودند.
زمستان گذشته در پي شكايت دختر جواني به نام سارا از دو دندانپزشك كه با تهيه فيلم غير اخلاقي از وي، يك سال او را شكنجه رواني كرده بودند، رسيدگي به موضوع در شعبه اول بازپرسي دادسراي فرودگاه آغاز شد. سارا مدعي بود كه پس از آشنايي با يكي از متهمان به نام «كامران» و رفتن به خانه او، از سوي وي مورد تعرض قرار گرفته و از همان زمان وارد «بازي سياه» او شده است. به گفته اين دختر جوان، كامران با تهيه فيلم غير اخلاقي از رابطه خود با وي و تهديد به پخش آن، سارا را مجبور كرده بود با يك دندانپزشك ديگر نيز رابطه برقرار كند و علاوه بر اين، هفت ميليون تومان نيز به آنها بپردازد.
روايت روزنامه همشهري اينگونه ادامه یافته بود كه: با شكايت اين دختر و پس از صدور قرار بازداشت دو متهم، مأموران پليس امنيت تهران طي يك اقدام غافلگيرانه كامران را بازداشت میكنند. البته به نظر ميرسد برخلاف ادعاي همشهري، بازداشت اين دندانپزشك، چندان نیز غافلگيرانه نبوده است؛ چرا كه كامران توانسته بود در زمان ورود مأموران پليس امنيت به خانه مجردياش، هنگامي كه آنها در جستجوي «سيديِ سياه» بودند، سيدي ديگري به عنوان مدرك جرم در اختيار آنها قرار دهد و با این کار، فرصتي براي برادر خود فراهم كند تا پس از رفتن مأموران، به شكل مخفيانه وارد خانه شود و «فيلم سياه» تهيهشده از دختر جوان را نابود كند. مأموران ساعاتي بعد، در حالي متوجه فريب كامران و جعلي بودن سيدي شدند كه مهمترين مدرك جرم از بين رفته بود. اما از آنجا كه به گفته سارا، يكي از فيلمهاي رابطه جنسي او با متهمان روزگاري در حافظه كامپيوتر آنها موجود بوده، كامپيوتر مذكور به اداره پليس انتقال يافت و تلاش كارشناسان پليس براي بازگرداندن فيلم پاكشده از حافظه آن آغاز شد.
دو هفته بعد، با دستگيري متهم ديگر پرونده، هر دو دندانپزشك به رابطه غير اخلاقي با سارا اعتراف ميكنند، اما مدعي ميشوند كه اقدام آنها با رضايت كامل دختر بوده و پولها را نيز به عنوان قرض از او دريافت كرده بودند. پس پرونده به دستور بازپرس، با موضوع تجاوز به عنف، به دادگاه كيفري استان تهران، ارسال شد؛ در حالي كه رسيدگي به اتهام تهيه فيلم غير اخلاقي از متهمان در دادسراي فرودگاه همچنان ادامه داشت.
در حالی که ممكن است خبر از نگاه خواننده روزنامه به انتهاي خود رسيده باشد، حادثهنويس روزنامه همشهري، برگ آخر خود را اينگونه رو ميكند: «گرچه متهمان هنگام دستگيري توانسته بودند مهمترين مدرك قضايي پرونده را از حافظه كامپیوتر پاك كنند، تيم متخصص پليس در حالي موفق به بازيابي فيلم رابطه غير اخلاقي آنها با دختر جوان شد كه عكسهايي از هشت دختر جوان ديگر نيز به دست آمد.» و به این ترتیب افسانه 8 دختر در پرونده فیلم سیاه شکل گرفت.
هر چند این روی سکه به نظر کاملاً تمامشده میرسد، بد نیست کمی هم از آن سوی سکه و از قول خود این آقای دکتر بشنوید، که مدعی است صرفاً قربانی یک جنجال و پروندهسازی رسانهای شده است: واقعیت آن است که از منزل آقای دکتر دزدی میشود و وی به پلیس شکایت میکند. فرد مظنون که ظاهراً نامزد سابق آقای دکتر بوده پس از دستگیری به خاطر سرقت وسایل منزل با همکاری یک آقای دیگر، دست پیش را میگیرد و ادعا میکند که دنبال سیدی عکس خودش میگشته؛ و بقیه ماجرا و ورغُلُنبه شدن غیرت همکاران رسانهای جنجالی را هم که خودتان فهمیدید. جالب آن است که تمام روابط این آقای دکتر با آن خانم اصلاً در خارج از محل کار و محدودههای حرفهای بوده و ربطی به شغل دندانپزشکی که تا این اندازه مورد عنایت رسانهها واقع شده، نداشته فلذا، موضوعات داغ جنجالی مثل «تجاوز روی صندلی دندانپزشکی» و «عکسبرداری کنار یونیت» و «سوء استفاده از جایگاه حرفهای» از پایه و اساس هیچ موضوعیتی پیدا نمیکنند.
خانم دكتر، يك جيمز باند بود
هنوز يك روز از حضور دو دندانپزشك جوان در صفحه حوادث نگذشته بود، كه سارقان مسلح يك بار ديگر پاي دندانپزشكان را به روزنامههاي همشهري و جامجم باز كردند. دو مرد مسلح، كه چهره خود را با كلاهكشي بافتني پوشانده بودند، در طي سه روز به چند مطب دندانپزشكي تهران پا گذاشتند تا دست به سرقت از آنها بزنند.
در حالي كه سرقت مسلحانه اين افراد به صورت زنجيرهاي و از سه مطب دندانپزشكي در طي دو روز انجام شده بود، شخصيت اصلي اين خبر نه سارقان مسلح، كه خانم دندانپزشكي بود كه توانست طي يك عمليات محيرالعقول، خود و كيف پولش را از دست سارقان نجات بدهد. اين خانم دندانپزشك، با برداشتن كيف دستياش به سمت پنجره فرار كرد و با پريدن از بالاي ديوار و پرتاب كيف دستي به خانه همسايه، سارقان را در انجام نقشهشان ناكام گذاشت. جالب اينكه منشي مطب نيز با استفاده از همين ترفند، توانست از پنجره بيرون بپرد و خود را نجات دهد.
سارقان اگرچه در سرقت از اين مطب كه در خيابان آفريقا واقع شده بود ناكام ماندند، در دو سرقت ديگر كه يكي در خيابان فتحي شقاقي و ديگري در شمال تهران انجام شد، پانصد هزار تومان چك مسافرتي، دويستوپنجاه هزار تومان وجه نقد و يك رشته گردنبند طلا را ربودند و پا به فرار گذاشتند.
برگهاي ديگري از جنايت دندانپزشكان
حضور دندانپزشكان در صفحات حوادث و نشريات زرد، تنها منحصر به اين دو خبر و حوالي روز دندانپزشك نيست. آنها به همراه همكاران پزشك و داروسازشان، در صفحات زرد براي خود جايگاه مخصوصي دارند و البته مشتريهاي ثابت خود را نيز دارا هستند!
قرباني شدن منشي 50 ساله يك مطب دندانپزشکی در اصفهان به دست يك مرد افغاني كه قصد تجاوز به او را داشت يا درگيري شديد فيزيكي میروسلاو ماچك، مشاور رئیس جمهور و معاون نخستوزیر سابق كشور چك كه از قضا يك دندانپزشك است با وزیر بهداشت در جریان دیدار با دندانپزشكان ناراضی در پراگ، از جمله آخرين خبرها از اين دست است. اين اخبار تقريباً خنثي، اگرچه ارتباط مستقيمي با خود دندانپزشك و تخطي وي از اصول اخلاقي و پزشكي ندارند، ولي در بياعتماد كردن جامعه نسبت به ايشان و خدشه وارد کردن بر قداست حرفه پزشكي همان كاركرد خبرهاي قبلی را دارا هستند.
اما همچنان شاخصترين جنايت جامعه دندانپزشكي در ذهن مردم، اخبار مربوط به «دندانپزشك بد» است (اين عبارت تعبير مرسوم روزنامهها از دندانپزشكاني است كه يك اتهام اخلاقي به آنها وارد ميشود) كه در حدود سه سال پيش، با اتهام تجاوز به نزديك به چهل زن و دختر به صفحات حوادث نشريات كشور پا گذاشت. اين دندانپزشك كه بعدها مليت او عراقي عنوان شد، متهم بود با اغفال نسوان مراجعهكننده، آنها را در مطب خود در شمال شهر تهران، مورد تجاوز جنسي قرار داده و با فيلمبرداري از اين صحنهها، قربانيان خود را وادار به سكوت كرده است. اين دندانپزشك كه به نظر ميرسد پايهگذار(!) فيلمبرداري از روابط غير اخلاقي با سوء استفاده از جایگاه پزشکی در ایران است، تا مدتها از روي جلد نشريات زرد پايين نيامد تا بسياري از زنان پايتختنشين را مجبور كند هنگام پا گذاشتن به مطب دندانپزشكان، يك مرد را نيز همراه خود ببرند.
البته شواهد حاکی از آن است که ظاهراً این فرد عراقی پیشگام همان کامران زمستان پیش و همان سرپرست گروه فیلم سیاه بهار امسال است که سالی یکبار از آرشیو خبر روزنامههای جنجالی بیرون کشیده میشود تا تنور حمله به جامعه پزشکی همواره داغ بماند.
حالا حقیقت این جنجالهای رسانهای چه بوده، نه چندان بر کسی آشکار است و نه ظاهراً کسی علاقه به دانستن آن دارد.
فرمول ثابت نشريات براي سياهنمايي
با مرور اخبار نشريات زرد و صفحات حوادث روزنامهها ميتوان به قالبهاي ثابتي براي تهيه يك خبر داغ رسيد.
سياهنمايي، تمركز روي حواشي، انتصاب يك صفت جالبتوجه، غلوآميز و دهانپركن به متهم، بزرگ كردن ماجرا و انتخاب تيتر جذاب، از جمله راهكارهاي حادثهنويسان روزنامهها براي جلب نظر مخاطب است. برخی روزنامهنگاران به سادگي از كاه، كوه ميسازند و براي قربانيان خود شخصيتپردازي ميكنند. عبارتهايي چون اختاپوس، شكارچي شب، فيلم سياه، اهداف پليد، وسوسههاي شيطاني، قرباني معصوم، كفتار پير، باند ميكروب از جمله عباراتي هستند كه ذهن خلاق حادثهنويسان براي انعكاس ابعاد شخصيتي متهمان يك پرونده ميآفرینند و متأسفانه پزشكان و دندانپزشكان هم که به خاطر شغل شریفشان هرگز نباید اعتماد مردم را به آنان خدشهدار کرد، نه تنها از این القاب و عبارات بينصيب نيستند، بلکه گاهی به نظر میرسد روزنامهنگاران از لجنمال نمودن و خدشهدار کردن حیثیت آنها لذتی پنهان و وصفناشدنی نیز میبرند.
حرمت و قداست حرفه پزشكي با ارتكاب اعمال غير اخلاقي، در ذهن افراد جامعه هميشه در تناقض بوده است. مردم از قديم پزشكان را محرم ناموس و اسرار خود ميدانستهاند و آموختهاند كه بايد به پزشك اعتماد كنند. ارتقاي جايگاه صاحبان حرفه پزشكي تا چنين مسندي، مسؤوليت آنها را در برابر تعهداتشان بسيار بالا برده است. به همين دليل است كه شنيدن خبر ارتكاب جرم از سوي يك پزشك، دندانپزشك يا پرستار هميشه توجه مردم را به خود جلب كرده و آنها را شوكه ميكند. مخصوصاً كه اين جرم، سوء استفاده آنها از جايگاهشان در ابتلا به فساد اخلاقي باشد.
جدا از عبارتهاي سياه و غلوآميز، نشريات زرد براي روايت هيجانانگيز از تجاوزهاي جنسي به وجود اجزای ثابتي نياز دارند که يكي از آنها، لزوم فيلمبرداري عامل جنايت از جزئيات رابطه يا مثلاً قطعهقطعه كردن قرباني يا انداختن جسد در گوني و پنهان ماندن راز جنايت تا زماني است كه يك كارآگاه خبرة آگاهي پا به ماجرا ميگذارد.
نكته جالب اينكه آنچه در قاموس نشريات زرد و صفحه حوادث روزنامهها در مورد اينگونه حوادث، مذموم و غير اخلاقي مينمايد نه جنس خود رابطه، بلكه انجام فيلمبرداري از جزئيات آن است. چنانكه هميشه در تیتر و متن اخبار اين نشريات با چنين عباراتي مواجه ميشويم: «تهيه فيلم غير اخلاقي از رابطه با قرباني» که حاکی از تأکید نویسنده خبر یا گزارش بر مهمتر بودن تهیه فیلم از موضوع است.
قربانياني به نام دندانپزشك
تجاوز جنسي و برقراري روابط غير اخلاقي با بيماران و اهمالكاري دندانپزشكان در آلوده شدن بيمارانشان به ويروس HIV جزء شاخصترين اتهامهايي است كه متأسفانه در سالهاي اخير به ناحق متوجه آنها شده است. انعكاس اين اخبار، اگرچه ظاهراً بر مبناي رسالت نشريات، با هدف اطلاعرساني، آگاهسازي و پيشگيري از فراگير شدن بزهكاري در جامعه صورت ميگيرد، اما انجام اين اطلاعرساني از سوي رسانههاي غير تخصصي و نشريات زرد، به دليل نقص سيستم اطلاعرساني و تیم تخصصي و غير قابل فهم بودن بعضی از مفاهيم و جزئيات براي مخاطب عام، تنها هراس را در فكر و دل بيماران بر جاي ميگذارد. حتي ممكن است خود شما نيز بارها و بارها در اينگونه نشريات، با خبرهايي مبني بر ابتلاي يك فرد به بيماري ايدز در اثر مراجعه به دندانپزشك مواجه شده باشيد و البته در اين كار چنان افراط ميشود كه گويي احتمال تجاوز جنسي و ابتلا به بيماري ايدز، هر بيمار مراجعهكننده به مطب دندانپزشكي را تهديد ميكند!
حاصل چنين رويكردي اين است كه در حال حاضر بسياري از مردم، از مراجعه به پزشك و دندانپزشك به دليل احساس عدم امنيت القاشده توسط رسانههای زرد در هراسند و جز در حالت اورژانس حاضر نيستند در محيطهاي درماني خصوصي پا بگذارند. مسلماً برای مقابله با چنین جریانات و پروندهسازیهایی توسط رسانهها علیه جامعه پزشکی، باید اقدام قاطع و هماهنگی صورت داد؛ و گرنه دندانپزشكان در واكنش به شكلگيري چنين ذهنيتي، تنها ميتوانند به اطلاعرساني و شفافسازي ذهني رو در رو با بيمارانشان اقدام كنند و يا با تمسك به هر راهكاري، براي زدودن اين ذهنيت از فكر بيماران، تلاش كنند. مثلاً مجبور میشوند در آگهيهاي تبليغاتي خود چنین عباراتي را بگنجانند كه البته براي افراد مطلع بسيار خندهدار است: «انواع درمانهاي دندانپزشكي در محيط امن و خانوادگی با استفاده از اتوكلاو ديجيتالي و استريل كردن كليه وسايل از طريق شناورسازي در محلول دكونكس!»